روش تدریس ESA

یادگیری زبان همیشه یکی از چالش‌های اساسی برای افراد در سراسر جهان بوده‌است. روش‌های تدریس مختلفی برای بهبود فرآیند یادگیری ارائه شده‌اند، اما یکی از مؤثرترین و پویاترین روش‌ها، روش تدریس ESA است. این روش که توسط جرمی هارمر معرفی شده، به دلیل انعطاف‌پذیری و سازگاری با سبک‌های یادگیری مختلف، محبوبیت زیادی در میان معلمان زبان پیدا کرده‌است. در این مقاله، به بررسی ساختار این روش، مزایا و کاربردهای آن در کلاس‌های آموزشی می‌پردازیم.

ESA مخفف چیست؟

این روش، روشی است که معلمان برای آموزش زبان از آن استفاده می‌کنند تا بهترین نتیجه را از یادگیری زبان‌ آموزان بگیرند. در این روش، هر مرحله به دقت طراحی شده تا به شکلی منطقی، فراگیران را از درگیری با مطالب جدید تا استفاده عملی از آن‌ها هدایت کند.

روش ESA شامل سه مرحله اصلی است:

  1. Engage (درگیر کردن فراگیران): در این مرحله، معلم تلاش می‌کند تا توجه و علاقه دانش‌آموزان را جلب کند. این کار می‌تواند از طریق پرسش‌های جذاب، استفاده از تصاویر، ویدئوها، داستان‌های کوتاه یا بازی‌های زبانی انجام شود.
  2. Study (مطالعه و تحلیل): پس از ایجاد انگیزه، فراگیران به یادگیری عمیق‌تر می‌پردازند. در این مرحله، تمرکز بر روی نکات گرامری، واژگان و تلفظ است. معلمان معمولاً از روش‌هایی مانند تمرین‌های گروهی، تحلیل متون و انجام تمرین‌های گرامری استفاده می‌کنند.
  3. Activate (فعال‌سازی آموخته‌ها): این مرحله به کاربرد دانش زبانی در موقعیت‌های واقعی اختصاص دارد. دانش‌آموزان از طریق مکالمه، ایفای نقش، نوشتن متن یا انجام پروژه‌های گروهی، آموخته‌های خود را در دنیای واقعی به کار می‌گیرند.
  4. تفاوت روش ESA با روش‌های سنتی تدریس

    در مقایسه با روش‌های سنتی تدریس، روش ESA (Engage, Study, Activate) تفاوت‌های چشم‌گیری دارد. روش‌های سنتی تدریس معمولاً بر انتقال یک‌طرفه دانش از معلم به دانش‌آموز تمرکز دارند. در این روش‌ها، دانش‌آموزان نقش فعال کمتری دارند و بیشتر به صورت منفعلانه در فرآیند یادگیری شرکت می‌کنند. در حالی که معلم مطالب را به‌طور مستقیم به دانش‌آموزان منتقل می‌کند، دانش‌آموزان معمولاً کمتر فرصتی برای تعامل و تجربه مستقیم با مطالب دارند. این شیوه ممکن است باعث شود که یادگیری تنها به صورت تئوریک انجام شود و درک عمیقی از کاربرد واقعی مطالب در دنیای واقعی به‌وجود نیاید.

    اما روش ESA با رویکردی متفاوت، بر اساس سه مرحله‌ی Engage، Study و Activate ساخته شده است. در این روش، تمرکز معلم بر جلب توجه و علاقه دانش‌آموزان در مرحله اول است، جایی که معلم سعی می‌کند محیطی پرانرژی و جذاب برای فراگیران ایجاد کند. این امر به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد تا خود را در فرآیند یادگیری غوطه‌ور کنند و به صورت فعال در آن مشارکت داشته باشند. در مرحله دوم، دانش‌آموزان به یادگیری عمیق‌تر مطالب گرامری و واژگانی پرداخته و از طریق تمرینات مختلف مفاهیم را تجزیه و تحلیل می‌کنند. اما بزرگترین تفاوت این روش در مرحله سوم است، جایی که فراگیران می‌توانند آموخته‌های خود را در شرایط واقعی و عملی آزمایش کنند. این مرحله به دانش‌آموزان کمک می‌کند که نه‌تنها مفاهیم را درک کنند بلکه بتوانند از آن‌ها در زندگی روزمره استفاده کنند.

  5. در نتیجه، روش ESA به دلیل توجه به تعامل و تجربه عملی، یادگیری را پویا و مؤثرتر می‌کند. برخلاف روش‌های سنتی، این روش به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد که خودشان زبان را کشف کنند و از طریق فعالیت‌های عملی، درک عمیق‌تری از مفاهیم به‌دست آورند. این امر باعث می‌شود که یادگیری نه‌تنها در سطح دانش‌، بلکه در سطح کاربرد واقعی نیز به شکلی مؤثرتر و ماندگارتر انجام شود.

  6. مزایای روش تدریس ESA

    روش تدریس ESA به دلیل رویکرد تعاملی و منعطف خود، مزایای متعددی برای معلمان و فراگیران دارد. این روش نه‌تنها یادگیری را لذت‌بخش‌تر می‌کند، بلکه موجب افزایش درک و تسلط بر زبان می‌شود. در ادامه، برخی از مزایای کلیدی این روش را بررسی می‌کنیم:

  7. انعطاف‌پذیری بالا: معلمان می‌توانند مراحل ESA را به شکل خطی (Engage -> Study -> Activate) یا به‌صورت ترکیبی استفاده کنند. این انعطاف‌پذیری باعث می‌شود که روش تدریس با نیازها و سطوح مختلف دانش‌آموزان هماهنگ شود.
  8. افزایش مشارکت فراگیران: این روش باعث ایجاد محیطی پویا و جذاب در کلاس می‌شود. استفاده از فعالیت‌های متنوع در مراحل مختلف ESA، دانش‌آموزان را به مشارکت فعال‌تر ترغیب می‌کند و یادگیری را از حالت منفعل خارج می‌سازد.
  9. بهبود درک و یادگیری: با ترکیب مراحل مختلف، دانش‌آموزان ارتباط مؤثرتری با مطالب برقرار می‌کنند. این شیوه کمک می‌کند که اطلاعات نه‌تنها به‌صورت تئوری بلکه در عمل نیز به‌کار گرفته شوند.
  10. قابلیت اجرا در دوره‌های TTC: این روش به‌عنوان یکی از استراتژی‌های تدریس در دوره‌های TTC به معلمان آینده آموزش داده می‌شود. یادگیری و تسلط بر این روش، معلمان را برای ارائه تدریسی حرفه‌ای و کارآمد آماده می‌سازد.
  11. با توجه به این مزایا، روش ESA به‌عنوان یکی از رویکردهای مؤثر در آموزش زبان‌های خارجی شناخته می‌شود. این روش نه‌تنها یادگیری را برای فراگیران ساده‌تر می‌کند، بلکه باعث ایجاد انگیزه و اشتیاق بیشتر در کلاس‌های درس می‌شود.

    کاربرد روش ESA در تدریس زبان

    روش ESA در تدریس زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، آلمانی، فرانسه و سایر زبان‌های بین‌المللی کاربرد گسترده‌ای دارد. یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت این روش، قابلیت سازگاری آن با سطوح مختلف یادگیری از مبتدی تا پیشرفته است. در کلاس‌های مکالمه، استفاده از روش ESA باعث افزایش اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان در صحبت کردن می‌شود. مرحله Engage با استفاده از موضوعات جذاب، فیلم‌ها یا موسیقی، دانش‌آموزان را به یادگیری ترغیب می‌کند. سپس در مرحله Study، نکات زبانی به‌صورت دقیق بررسی می‌شوند تا فراگیران دانش خود را گسترش دهند. در نهایت، در مرحله Activate، دانش‌آموزان مهارت‌های خود را در قالب مکالمات واقعی و تمرین‌های گروهی به‌کار می‌گیرند که باعث تقویت مهارت گفتاری آن‌ها می‌شود.

  12. علاوه‌بر‌این، روش ESA را می‌توان با فناوری‌های نوین آموزشی ترکیب کرد. استفاده از نرم‌افزارهای یادگیری زبان، پلتفرم‌های آموزشی آنلاین و ابزارهای تعاملی مانند تخته‌های هوشمند، روش ESA را بیش‌ازپیش کاربردی و جذاب می‌سازد. معلمان می‌توانند از این ابزارها برای ایجاد فعالیت‌های Engage جذاب، بررسی دقیق در مرحله Study و تمرینات تعاملی در مرحله Activate استفاده کنند. این رویکرد به یادگیری عمیق‌تر کمک کرده و فرآیند آموزش را برای فراگیران به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل می‌کند.

    چگونه می‌توان روش ESA را در تدریس شخصی خود به‌کار برد؟

    اگر معلم زبان هستید و می‌خواهید روش ESA را در تدریس خود پیاده‌سازی کنید، چند نکته مهم را در نظر داشته باشید:

  13. شناخت نیازهای فراگیران: ابتدا بررسی کنید که دانش‌آموزان شما در چه سطحی قرار دارند و چه مهارت‌هایی نیاز به تقویت دارند.
  14. استفاده از منابع متنوع: از تصاویر، ویدئوها، داستان‌های کوتاه، بازی‌ها و نرم‌افزارهای آموزشی برای جذاب‌تر کردن مرحله Engage استفاده کنید.
  15. تمرین‌های تعاملی: در مرحله Activate، تمرین‌هایی مانند ایفای نقش، مناظره یا نوشتن ایمیل‌های واقعی طراحی کنید که دانش‌آموزان را به استفاده عملی از زبان ترغیب کند.

کاربرد زمان گذشته استمراری

كاربرد زمان گذشته ي استمراري:
بيان كاري كه در زمان يا دوره ي معيني در گذشته ادامه داشته است.

-
“Peter was reading a book yesterday evening.”
به همراه زمان گذشته ي ساده، براي بيان كار ادامه داري در گذشته كه توسط كار ديگري يا زمان معيني قطع شده است.

-
“While I was writing the email, the computer suddenly went off.”
“At midnight, we were still driving through the desert.”
بيان كارهايي كه همزمان با هم در گذشته مدتي ادامه داشته اند.

-
“Anne was writing a letter while Steve was reading the New York Times.”
-از زمان گذشته ي استمراري همچنين براي بيان كارهايي كه مرتب تكرار ميشده اند و براي گوينده آزاردهنده هستند، استفاده ميشـود، بـه همـراه قيـود
.(always, constantly, forever, ...
“He was constantly talking. He annoyed everyone.”

موفق باشید.

م.ا.کهرازهی

1month - 3 months old = infant

3 months - 18 months = baby

18 months - 3 years old = toddler

3 years old - 12 years old = child

13 - 19 years old = teenager

18+ years old = adult

62+ years old = senior citizen

تست هوش

تست هوش

این یک تست هوش واقعیست و به هیچ وجه سرکاری نیست!

پس با کمال آرامش و دقت به این تست هوش جواب بدید.
با خودتون رو راست باشید و تا زمانی که از دونستن یا ندونستن جواب مطمئن نشدید به جواب نگاه نکنید.

در تصوير زير پنج شكل براى شما مشخص شده و شما بايد با كشف ارتباط واقعا" منطقى بين اين شكل ها
شكل ششم را حدس بزنيد.

http://www.2topics.com/group/files/41/01.jpg

براي ديدن جواب به ادامه ي مطلب مراجعه كنيد:

ادامه نوشته

The good language learner

There has been a lot of research in recent years into what makes a good language learner. Here is a brief summary of the latest theories:

  • The good language learner thinks about how she is learning. She tries to find out what works for her and what doesn't. If she doesn't understand the purpose of a particular exercise, she asks the teacher.
  • The good language learner is willing to experiment and take risks. For example, she will try out different ways of learning vocabulary until she finds the way that suits her best. She is also not afraid of making mistakes, because she knows that these will help her.
  • The good language learner is realistic. She knows that it will take time and effort to become proficient in English, and that there will periods where she does not seem to be making much progress.
  • The good language learner is independent. She does not expect to learn English just by sitting in the classroom, and does not rely on the teacher to totally direct her learning.
  • The good language learner is organised and active. She uses her time to learn English sensibly, and is always looking for opportunities to develop her language both inside and outside of the classroom.
  • The good language learner has a balanced concern for communication and accuracy. Some students are experts at communicating their thoughts but do not care that they make many mistakes in doing so. The good language learner, on the other hand, is concerned with both communicating and doing so as accurately as possible.

Although these are the qualities that have been found in the most efficient language learners, there are still many other factors that influence how quickly a child will learn English.

 

Frankfurt International School: Art and artists. (Click to see at full size.)


"The good language learner is realistic. She knows that it will take time and effort to become proficient in English, and that there will periods where she does not seem to be making much progress."

 

 

آشنایی با رشته زبان انگلیسی

اطلاعات رشته زبان انگلیسی

 

 

·                                 کليات

·                                 گرايشها، ادامه تحصيل و رشته هاي مشابه

·                                 وضعيت کار در ايران

·                                 دروس اصلي

·                                 دروس اختصاصي

                                                                   

 

کلیات رشته زبان انگلیسی

 

رشته زبان و ادبيات انگليسي
در رشته زبان و ادبيات انگليسي طي سه ترم، دروس پايه كه شامل خواندن، نگارش و مكالمه است، آموزش داده مي شود تا دانشجو با مسائل اساسي زبان آشنا گشته و آماده مطالعه دروس تخصصي خود گردد. كه دروسي شامل ادبيات انگليسي (درآمدي بر ادبيات، فنون و صناعات ادبي، تاريخ ادبيات، شعر، رمان و نمايشنامه انگليسي)، ترجمه (ترجمه متون ساده و ادبي)، زبان شناسي و روش تدريس و آزمون سازي مي شود.

دروس رشته زبان و ادبيات انگليسي به چهار بخش اصلي انگليسي عمومي، زبان شناسي، روش تدريس و ادبيات تقسيم مي شود كه در بخش انگليسي عمومي بر روي دستور زبان، دامنه لغت و روش هاي خواندن كار مي‌شود تا دانشجو بتواند براي خواندن هر متني تبحر لازم را پيدا كند.

در بخش زبان شناسي نيز اصول آواشناسي و ساختارهاي زباني و چگونگي شكل گيري آنها آموزش داده مي شود و در نتيجه دانشجو نسبت به ساختار زبان حساس تر شده و تشخيص مي دهد زباني كه صحبت مي كند داراي چه ريشه ها و پايه هايي است و اين باعث بالا رفتن دقت فكري او مي شود.

دروس مربوط به روش تدريس و آزمون سازي نيز به دانشجويان روش اي نوين تدريس زبان انگليسي را مي آموزد و بالاخره دروس بخش ادبيات، اطلاعات دانشجويان را نسبت به فرهنگ انگليسي زبانان وسعت مي بخشد چرا كه بخش اصلي فرهنگ يك ملت در ادبيات آن منعكس مي شود و در نتيجه وقتي با ادبيات قومي آشنا شويم، با فرهنگ آن قوم آشنا خواهيم شد. در ضمن دانشجويان اين گرايش در 8 واحد با ترجمه ساده و ادبي متون زبان انگليسي آشنا مي شوند.

برخلاف تصور عامه مردم، ما در دانشگاه با الفباي زبان انگليسي آشنا نمي شويم بلكه دانشجوي اين رشته پيش از ورود به دانشگاه بايد هم انگليسي بفهمد و هم به اين زبان سخن بگويد. و سپس در اينجا با سير ادبيات انگليسي و يا نقد ادبي كه از افلاطون شروع مي شود تا دوره معاصر ادامه مي يابد، آشنا شود. يعني ما در اينجا از زبان انگليسي به عنوان ابزاري براي ياد گرفتن ادبيات انگليسي استفاده مي كنيم.

رشته مترجمي زبان انگليسي

در گذشته شعار اصلي دانشگاه و دانشگاهيان اين بود كه: "علم قدرت است." اما اكنون به اين نتيجه رسيدند كه: "ترجمه قدرت است."

با كمي دقت مي توان به حقيقت اين سخن كه چندي پيش در سمينار يكي از دانشگاههاي انگلستان مطرح گرديد، پي برد. چرا كه هر كشوري براي ارتباط سياسي، اجتماعي، اقتصادي، علمي، فرهنگي و حتي مذهبي با كشورهاي ديگر نياز به مترجماني قدرتمند و متبحر دارد. و اين مساله در ارتباط با زبان انگليسي اهميت بيشتري پيدا مي كند چون انگليسي زبان مادري حداقل 12 يا 13 كشور جهان است و به عنوان يك زبان بين المللي شناخته شده است.

دروس رشته مترجمي زبان انگليسي به سه بخش دروس عمومي، تخصصي پايه و تخصصي اصلي تقسيم مي شود كه دروس عمومي و تخصصي پايه بين دو رشته زبان و ادبيات انگليسي و مترجمي زبان انگليسي مشترك است و دروس تخصصي اصلي مجزا مي باشد. يعني دانشجويان رشته مترجمي در اين بخش، انواع دروس ترجمه مثل ترجمه انفرادي، ترجمه پيشرفته، ترجمه متون ادبي و اصول و روش ترجمه را مي گذرانند و دانشجويان زبان و ادبيات انگليسي شعر، ادبيات نمايشي، رمان و تاريخ ادبيات انگليسي را مطالعه مي كنند.

در ضمن لازم است گفته شود كه حتي در بخش دروس تخصصي اصلي نيز واحدهاي مشتركي بين دو رشته وجود دارد كه از جمله مي توان به زبان شناسي اشاره كرد.

در ترم هاي اول اين رشته، چارچوب اوليه ترجمه و تفاوت زبان ها به دانشجويان آموزش داده مي شود و تئوري ترجمه به ساده ترين وجه مطرح مي گردد. در ترم هاي آخر نيز انواع تئوري هاي ترجمه مطرح شده و يك نگرش نظري كلي در مورد ترجمه به دانشجويان داده مي شود و همچنين دانشجويان به مرور ترجمه جملات كوتاه و بلند و سپس جملات پيچيده و مركب و يا بندهاي طولاني و بالاخره ترجمه متون ادبي و يا متوني كه داراي محتواي سنگيني هستند مي پردازند. در ضمن دانشجويان اين رشته با مطالعه درس زبان شناسي، ساختار زبان انگليسي را به جاي ياد گرفتن، لمس مي كنند. و به همين دليل سريع تر و مطلوب تر از زباني به زبان ديگر گذر كرده و قادر به ترجمه كتبي يا شفاهي زبان مي گردند.

توانايي هاي مورد نياز

همانطور كه يك دانشجوي زبان و ادبيات فارسي، پيش از ورود به دانشگاه زبان فارسي را آموخته و با ادبيات آن آشنا است و در دانشگاه به تجزيه و تحليل زبان فارسي (زبان شناسي، دستور زبان و اصول نگارش و ويرايش) و ادبيات (سبك شناسي، صنايع ادبي، انواع ادبي، متون نظم و نثر كلاسيك و تاريخ ادبيات) مي پردازد. دانشجوي زبان انگليسي نيز نبايد دانشگاه را محلي براي آموزش ابتدايي زبان بداند، بلكه بايد پيش از ورود به دانشگاه با زبان انگليسي آشنايي كامل داشته و سپس در دانشگاه با ادبيات و يا مترجمي زبان انگليسي آشنا گردد. اما متاسفانه بسياري از دانشجويان اين دو رشته، هنگام ورود به دانشگاه آمادگي لازم را ندارند و به قول يكي از اساتيد حتي سه دقيقه نمي توانند انگليسي صحبت كنند و يا بدون ده ها غلط ساختاري و واژگاني متني ساده را به انگليسي بنويسند.

مشكل عمده دانشجويان زبان انگليسي در بدو ورود به دانشگاه اين است كه آن ها تاكنون زبان را به صورت نظري ياد گرفته اند نه عملي. يعني از گرامر انگليسي اطلاع دارند اما نمي توانند به اين زبان صحبت كنند. به همين دليل اساتيد ناگزيرند طي سه ترم اول، دروس پايه زبان شامل خواندن، نگارش و مكالمه را آموزش دهند و سپس وارد دروس اصلي و اختصاصي زبان و ادبيات انگليسي شوند.

دانشجوي مترجمي انگليسي بايد در بدو ورود به دانشگاه تسلط كاملي به زبان انگليسي داشته باشد و سپس وارد اين رشته گشته و در دانشگاه با اصول و روش ترجمه يا زبان شناسي آشنا گردد. همچنين يك دانشجوي مترجمي بايد به زبان فارسي تسلط كامل داشته باشد چون ترجمه از هر زباني به زبان فارسي علاوه بر مهارت در زبان انگليسي به مهارت بيشتري در زبان و نگارش فارسي نياز دارد.

البته صرف دانستن دو زبان، انسان را مترجم نمي كند بلكه بايد دانشجو اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد. مثلاً نمي شود چيزي از فلسفه ندانست و يك كتاب فلسفي را ترجمه كرد و يا بدون اطلاع از زندگي، افكار و دوران تاريخي يك نويسنده، يكي از كتابهايش را ترجمه نمود. هر دانشجويي كه اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد، در اين رشته موفقتر است. چون دانشجوي اين رشته گاه مجبور مي شود متن هاي پيچيده و سنگيني را در زمينه هاي مختلف ترجمه كند، بنابراين بايد با علوم مختلف آشنا باشد. همچنين بايد به هدفي كه به خاطر آن زبان انگليسي را فرا مي گيرد، خيلي علاقه مند باشد تا در دوران تحصيل با تكيه بر علاقه خويش، سختيها و مشكلات را پذيرا شده و با پشتكار و تلاش موفق گردد.

گرايشها، ادامه تحصيل و رشته هاي مشابه

گرايش هاي مقطع ليسانس:

دبيري زبان انگليسي
زبان و ادبيات انگليسي
مترجمي زبان انگليسي

وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: (كارشناسي ارشد و ...)
دبيري زبان انگليسي: در دوره كارشناسي ارشد، دانشجوي زبان انگليسي مي تواند در گرايش آموزش زبان انگليسي به تحصيلات خود ادامه دهد. در اين مقطع هر دانشجو الزاماً بايد 32 واحدي را بگذراند كه 4 واحد آن به پايان نامه تحصيلي (رساله) اختصاص دارد. گذراندن واحدهاي تخصصي تدريس زبان انگليسي (نظري، عملي) زبان شناسي و نيز روان شناسي به دانشجويان اين امكان را مي دهد تا با پشتوانه علمي كافي در زمينه تدريس موفق باشد. در دوره دكتري آموزش زبان انگليسي، پس از پذيرفته شدن در آزمون سراسري آن، هر دانشجو بايد نزديك به 35 واحد درسي را بگذراند. تقريباً نيمي از اين تعداد واحدها به رساله پايان تحصيلي اختصاص دارد.

گرايش هاي مختلف كارشناسي ارشد و دكتري در رشته زبان انگليسي: فارغ التحصيلان هر يك از گرايشهاي مختلف مجموعه زبان انگليسي در مقطع كارشناسي (مترجمي زبان انگليسي، دبيري زبان انگليسي، ادبيات انگليسي) مي توانند در مقطع كارشناسي ارشد (فوق ليسانس) در هر يك از گرايش هاي زبان شناسي، آموزش زبان انگليسي و يا ادبيات انگليسي به ادامه تحصيلات خود بپردازند.

در مقطع دكتري، امكان ادامه تحصيل در داخل كشور در گرايشهاي زبان شناسي و آموزش زبان انگليسي وجود دارد.

تواناييهاي فارغ التحصيلان مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري
توجه به جنبه هاي نظري، عملي و علمي در مقاطع تحصيلات تكميلي (كارشناسي ارشد و دكتري)، اين امكان را براي فارغ التحصيلان فراهم مي آورد تا با پشتوانه علمي كافي و آشنايي كامل با شيوه هاي تدريس زبان انگليسي و با در نظر گرفتن روان شناسي تدريس، هر چه صحيح تر و مناسب تر به تدريس زبان انگليسي در سطوح مختلف مبتدي، متوسط و پيشرفته مشغول گردند.


جذب فارغ التحصيلان مقاطع تحصيلات تكميلي در محيط هاي كار
با توجه به اين كه فارغ التحصيلان مقاطع تحصيلات تكميلي از دانش نظري- عملي بيشتري نسبت به فارغ التحصيلان مقطع كارشناسي برخوردارند، از اين رو، ضمن آن كه مي توانند در تمام محل هاي جذب فارغ التحصيلان كارشناسي مشغول به كار شوند، امكان همكاري در دانشگاهها و ساير مراكز علمي و پژوهشي به عنوان عضو هيات علمي نيز براي آنان ميسر مي گردد.

 وضعیّت شغلی رشته زبان انگلیسی

آينده شغلي، بازار كار، درآمد:

به ياد دارم يكي از دوستان كه به زبان انگليسي بسيار علاقه مند بود، هنگام انتخاب رشته دانشگاهي مي گفت: "با اين كه زبان انگليسي را خيلي دوست دارم اما حاضر نيستم كه به عنوان يك رشته دانشگاهي آن را انتخاب كنم. چون آنچه را كه دانشجوي زبان انگليسي در دانشگاه مي آموزد، مي توان در آموزشگاههاي آزاد زبان انگليسي نيز ياد گرفت و در نهايت نيز كارايي و فرصت شغلي يك ليسانس زبان انگليسي با فردي كه در موسسه هاي فوق آموزش ديده و مدرك FCE و TOEFL گرفته است، فرقي ندارد."

آنچه كه علاقه مندان در آموزشگاههاي آزاد زبان مي آموزند تنها زبان پايه است و تازه همان زبان پايه را نيز در حد كمال آموزش نمي بينند. براي مثال در دانشگاه نگارش در حد گسترده تري آموزش داده مي شود. و مهم تر اين كه در دانشگاه دانشجو ديد خاصي نسبت به ادبيات انگليسي و يا نقد ادبي پيدا مي كند و يا در زمينه ترجمه متون متبحر مي شود، قسمتهايي كه در بيرون دانشگاه اصلاً آموزش داده نمي شود و به همين دليل فرصت هاي شغلي يك ليسانس زبان و ادبيات انگليسي با يك فارغ التحصيل آموزشگاههاي آزاد كاملاً متفاوت است.

فردي كه در موسسه هاي آزاد آموزش ديده است، فقط انگليسي عمومي را آموخته اما يك فارغ التحصيل دانشگاه با زبان شناسي و روش تدريس آشنا است و در نتيجه در تدريس زبان انگليسي بسيار موفق تر است. همچنين چون روش تحقيق را به طور علمي فراگرفته است و با زبان و ادبيات انگليسي نيز به خوبي آشنا است، بعد از فارغ التحصيلي در هر رشته اي كه مطالعه و تحقيق كند، در صورت علاقه مندي موفق خواهد شد.

دانشجوي خوب اين رشته مي تواند يك فارغ التحصيل موفق باشد و در نتيجه فرصت هاي شغلي زيادي دارد. براي مثال مي تواند جذب صدا و سيما، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، وزارت جهاد سازندگي و وزارت امور خارجه شده و يا در سازمان ها و موسسات خصوصي كه با خارج از كشور ارتباط دارند و نيازمند به مترجم هستند، فعاليت كند.

يك فارغ التحصيل ادبيات انگليسي نيز مي تواند در حوزه كاري خود به ترجمه بپردازد، يعني متون ادبي از جمله داستان يا شعر را ترجمه كند. البته چون دانشجوي ادبيات انگليسي به اندازه كافي دروس ترجمه را نمي گذراند، بايد علاوه بر درسهاي خود به صورت آزاد از كلاس هاي ترجمه رشته مترجمي زبان انگليسي نيز استفاده كند.

دروس اصلی رشته زبان انگلیسی

دروس اصلي براي رشته هاي زبان انگليسي و ادبيات

و مترجمي زبان انگليسي

خواندن و درک مفاهيم 1 و 2

دستور و نگارش 1 و 2

گفت و شنود آزمايشگاه 1و2

درک يادگيري زبان

نگارش پيشرفته

ترجمه متون ساده

اصول و روش ترجمه

کاربردهاي اصطلاحات و تعبيرات در ترجمه

آواشناسي انگليسي

درآمدي بر ادبيات انگليسي 1و2

خواندن متون مطبوعاتي

نمونه هاي نثر ساده

بيان شفاهي داستان 1و2

نامه نگاري انگليسي

مقاله نويسي

بررسي آثار ترجمه شده اسلامي 1و2

اصول و روش تحقيق 1و2

آزمون سازي زبان

دروس اختصاصی رشته زبان انگلیسی

دروس تخصصي براي رشته زبان انگليسي و ادبيات

کليات زبان شناسي 1و2

زبان دوم 1و2و3 ( فرانسه يا آلماني )

داستان کوتاه

سيري در تاريخ ادبيات انگليسي 1و2

فنون و صناعات ادبي

ترجمه متون ادبي 1و2

نمايشگاه 1و2

شعر انگليسي

اصول و روش نقد ادبي 1 و 2

آشنايي با رمان 1 و 2

مکتب هاي ادبي

متون برگزيده نثر ادبي

 

دروس تخصصي براي رشته مترجمي زبان انگليسي

ساخت زبان فارسي

آشنايي با ادبيات معاصر ايران

نگارش فارسي

واژه شناسي

ترجمه پيشرفته 1 و 2

ترجمه متون اقتصادي

ترجمه متون علوم انساني

ترجمه متون سياسي

ترجمه مکاتبات و اسناد (1و2)زبان دوم

ترجمه متون مطبوعاتي (1و2)زبان دوم

ترجمه شفاهي 1و2و3

ترجمه نوار و فيلم 1و2

بررسي مقابله اي ساخت جمله 1و2

اصول و مباني نظري

ترجمه متون ادبي

 

منبع:www.elo.blogfa.com  

 

 

انگیزه برای یادگیری زبان انگلیسی

انگيزه براي فراگيري زبان انگليسي

چه چيزي براي فراگيري صحيح زبان لازم است


شما بايد کمي زندگي‌تان را تغيير دهيد. مثلا با خودتان انگليسي حرف بزنيد و يا بعدازظهرتان را به مطالعه ديکشنري و يا دفتر لغت‌تان اختصاص دهيد. براي انجام اين کارها، آنهم به طور منظم، بايد از انجام اين کارها لذت ببريد. اگر شما مانند بيشتر زبان‌آموزهاي ديگر هستيد و دوست نداريد اين کارها را انجام دهيد، پس بايد روي انگيزه‌تان کار کنيد.



شايد شما همه‌ي نکات فراگيري زبان را بدانيد، ولي اگر آنها اجرا نکنيد، چيزي زيادي ياد نخواهيد گرفت. واقعيت اين است که اگر مي‌خواهيد به خوبي انگليسي صحبت کنيد، بايد کمي زندگي روزمره‌تان را تغيير دهيد. در اينجا چند نمونه از کارهايي که مي‌توانيد انجام دهيد آورده شده است:
مي‌توانيد روزي يک ساعت يک کتاب انگليسي را مطالعه کنيد و ساختارهاي گرامري جملات را بررسي کرده و کلمات جديد را در يک ديکشنري جستجو کنيد.

مي‌توانيد به يک منبع شنيداري (مثلاً يک نوار کاست يا يک سي‌دي mp3 و...) گوش کنيد و آن قسمت‌هايي که متوجه نمي‌شويد را آنقدر تکرار کنيد تا آنچه گفته مي‌شود را کاملا درک کنيد.

مي‌توانيد يک ايميل به انگليسي بنويسيد و مرتباً از يک ديکشنري استفاده کنيد و يا در اينترنت به جستجو بپردازيد تا مطمئن شويد تمام کلمات به درستي به کار برده شده‌اند.
هنگاميکه در خيابان مشغول قدم زدن هستيد درباره آن چيزهايي که مي‌بينيد با خودتان به انگليسي صحبت کنيد.
به نظر شما چه کسي مي‌تواند اين کارهاي ظاهراً عجيب و غيرعادي را انجام دهد؟ فقط کسي که از انجام دادن آنها لذت مي‌برد. اگر مي‌خواهيد به خوبي انگليسي بياموزيد، بايستي به همين شکل عمل کنيد. مشکل اينجاست که همه‌ي زبان‌آموزها مي‌خواهند خيلي خوب به انگليسي صحبت کنند، اما بيشتر آنها نمي‌خواهند براي فراگيري آن (در تنهايي) وقت صرف کنند. کمبود انگيزه باعث مي‌شود که زبان‌آموز حاضر نشود از وقت آزاد خود براي فراگيري زبان استفاده کند و يا اگر هم وقت مي‌گذارد، نمي‌تواند بطور پيوسته و منظم آن را ادامه دهد.


تفاوت بين زبان‌آموزان معمولي و زبان‌آموزان با انگيزه


يک زبان‌آموز معمولي (فاقد انگيزه‌ي لازم) روز قبل از يک آزمون يا تست انگليسي، ممکن است تـا 12 سـاعت هم مطالعـه کنـد، امـا (برخلاف زبان‌آموزان با انگيزه) در روزهاي بعد حاضر نخواهد بود روزي نيم ساعت هم به مطالعه‌ي يک کتاب انگليسي بپردازد. از نظر او آموزش انگليسي چندان لذت بخش نيست، بنابراين تنها زماني که مجبور باشد به مطالعه مي‌پردازد. مسئله اينست که تنها مطالعه‌ي مستمر و روزمره (حتي اگر کوتاه باشد) باعث پيشرفت سريع شما مي‌شود. نتيجه‌ي حاصل از يک مطالعه‌ي سخت و بي‌تداوم (مثلاً دو روز کامل قبل از امتحان) مأيوس کننده است، چونکه 90 درصد آنچه که ياد گرفته شده پس از حدود يک ماه فراموش مي‌شود. تنها مرور کردن پيوسته‌ي چيزها باعث بخاطر سپردن آنها مي‌شود و در غير اينصورت شما آنها را فراموش خواهيد کرد.
يک زبان‌آموز با انگيزه از فراگيري زبان لذت مي‌برد و بنابراين وقت بيشتري روي آن مي‌گذارد و آن را بطور منظم انجام مي‌دهد. انگيزه‌ي بالا براي او امتياز ديگري هم دارد و آن اينست که بخاطر سپردن کلمات و ساختارهاي گرامري آسان‌تر مي‌شود، زيرا مغز انسان اطلاعات مربوط به چيزهاي مورد علاقه‌اش را به راحتي به خاطر مي‌سپارد.

منبع:زبان آموزان

Prepositions

For single days and dates we use on.

For example:

I was born on the 7th of the month.

For months we use in.

For example:

I was born in September.

! My birthday is on September the 7th.

Interesting Stuff

AD stands for Anno Domini (Latin for "In the year of (Our) Lord"), abbreviated as AD. It defines an epoch based on the traditionally-reckoned year of the conception or birth of Jesus of Nazareth. it is used in the English language to denote years after the start of this time.

BC stands for Before Christ (from the Ancient Greek "Christos" or "Anointed One", referring to Jesus), abbreviated as BC, it is used in the English language to denote years before the start of this time.

Some non-Christians also use the abbreviations AD and BC without intending to acknowledge the Christian connotation, but some people prefer the alternatives 'CE' (Common Era) and 'BCE' (Before Common Era), arguing that they are more neutral terms. .

A millennium (pl. millennia) is a period of one thousand years.

A century is a period of one hundred consecutive years. Centuries are numbered ordinally (e.g. "the nineteenth century").

A decade is a period of 10 years.

The decades from 1920 to 1999, are called "the Twenties", "the Sixties", etc. But the current decade has no universally accepted name. Some refer to the decade as the "twenty hundreds" while others may refer to it as the "two thousands". In written form, this could appear as "the '00s" or "the 2000s". But writing "the 2000s" or simply saying "the two-thousands" can cause confusion, since this could refer to the entire 21st century or even the entire millennium. Some people tried to popularize "the Noughties" as the decade's name. This is a play on words, nought means "zero" and noughties sounds both like nineties and naughty.

زبان و ارتباط

ارتباط و زبان

      زبان و ارتباط یکی نیستند.بیشتر حیوانات قادرند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند: زنبورها محل غذا را به هم کندوهای خود "می گویند"، سگ ها با ادرار قلمرو خود را  مشخص می کنند، طاووس های نر با پهن کردن دم خود طاووس های ماده را برای جفت گیری اغوا می کنند و گرازهای وحشی با غرش و پنجه کشیدن برتری خود را اعلام می کنند، اما اعمال ارتباطی که از حیوانات سر می زند محدود است و انواع پیام هایی که مبادله می شوند چندان پیچیده نیستند و در مجموع کاملاً محدودند.بسیاری از حیوانات با بو ، نشانه های دیداری یا تماس، ارتباط برقرار می کنند، بعضی( مانند پرنده ها یا پستانداران) از صدا نیز استفاده می کنند.

    به جز بعضی از اشکال دوم ارتباط( مانند زبان اشاره ی ناشنوایان )، ارتباط صوتی غنی تر و متنوع تر از پیام هایی است که با واسطه های دیداری یا شیمیایی( یعنی چشیدن و بوییدن ) مبادله می شود. اما بیشتر حیواناتی که از صدا استفاده می کنند،تنها تعداد محدودی از آنها را به کار می برند و پیام های آنها از نوع پیچیده یا گسترده نیست. تنها انسان ها هستند که می توانند صحبت کنند.

     گفتار انسانی غنی ترین و متنوع ترین شکل بیان است که تا کنون شناخته شده است. در دنیا بیش از چهار هزار زبان زنده وجود دارد و هر یک از این زبان ها"ویژگی" خاص خود را داراست و در عین حال می تواند تمامعقیده ها،امیدها،بیم ها،منظورها و مشاهداتی را که سخنگویان آن زبان می خواهند به یکدیگر برسانند،انتقال دهد. هیچ زبانی بهتر یا بدتر از زبان دیگر نیست.هر زبان شناخته شده ای شکل و بیان بسیار پیچیده ای دارد.هیچ یک از این زبان ها" ساده" یا "بدوی" نیستند.

     هر یک از زبان هایی که انسان ها بدان تکلم می کنند تاریخچه ای دارد؛ گرچه این تاریخچه ممکن است هرگز مطالعه یا ثبت نشده باشد. هر زبانی،اگر تعداد سخنگویانش از چند نفر معدود فراتر رود،دارای لهجه های اجتماعی و منطقه ای است. هر یک از سخنگویان هر زبان دارای چندین سطح زبانی است که بر آنها تسلط دارد.

والسلام

برگرفته از کتاب " زبان و مهارت های زبانی" نوشته ی جیمز فلاد-پیتر اچ.سالوس